از کوچه بامداد

آنچه محظوظ کند جان را

۱۵ مطلب با موضوع «ادبیات جهان :: کتابخوانی» ثبت شده است

سی ویژگی جهان سومی‌ها

🔴"سی ویژگی جهان سومی ها"

✍️دکتر محمود سریع القلم

۱-اول عصبانی می­شوند، بعد شاید فکر کنند؛

۲-سئوال کردن را افت شخصیتی می­شمارند؛

۳-در تنظیم اولویت­ها، بسیار سرگردانند؛

۴-خیلی تلاش می­کنند خود را اثبات کنند؛

۵-مخاطبان خود را دست کم می­گیرند؛

۶-موفقیت را در پول زیاد خلاصه می­کنند؛

۷-خیلی به هرم مازلو، اعتقادی ندارند؛

۸-تغییر و شکست را یکی می­دانند؛

۹-از اینکه از زحمات افراد تقدیر کنند پرهیز می­کنند؛

۱۰-از ناهماهنگی با یکدیگر لذت می­برند؛

۱۱-کنترل دیگران را ارزش می­شمارند؛

۱۲-علاقه شدیدی به ورود در مسایل دیگران دارند؛

۱۳-در مورد طبع بشر بسیار کم می­دانند؛

۱۴-به ندرت ناخودآگاه خود را خانه تکانی می­کنند؛

۱۵-قابل اتکاء نیستند و با آگاهی این کار را می­کنند؛

۱۶-زیستن در تناقضات را زرنگی قلمداد می­کنند؛

۱۷-برای تحقق کارآمدی، کارها را به صد قسمت تقسیم نمی­کنند؛

۱۸-با بی احترامی به دانشمندان خود، آنها را به مهاجرت سوق می­دهند؛

۱۹-آموزش ندیده ­اند کارها را برای درازمدت انجام دهند؛

۲۰-گرفتار چند غریزه هستند؛

۲۱-در استفاده از واژه ­ها، بسیار کم دقت می­کنند؛

۲۲-برنامه ­ریزی و تخیلات برای آنها مساوی هستند؛

۲۳-تمایل شدید به یکسان­ سازی انسانها دارند؛

۲۴-بارها اشتباهات قبلی را تکرار می­کنند؛

۲۵-تعداد اشتباهاتشان بسیار بالاست؛

۲۶-پس از اینکه بلند شدند، صندلی را جای خود نمی­گذارند؛

۲۷-در شهرهایشان هنوز آداب مدنی بسیار ضعیف هستند؛

۲۸-خودنمایی را با اعتماد به نفس اشتباه می­گیرند؛

۲۹-از خودشان بیش از اندازه راضی هستند؛

۳۰-و بنابراین رشد نمی­کنند.
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

صندلی راننده

کاری نو از گروه ترجمه "قلم زرین"

صندلی راننده

نوشته: موریل اسپارک

ترجمه: صادق زمانی

از امروز در نمایشگاه کتاب تهران

راهروی 23 - غرفه 19 - انتشارات ماهابه و هنر پارینه

#مترجم #نویسنده #جنایی #مرموز #نمایشگاه_کتاب_تهران #نمایشگاه_کتاب #مطالعه #کتابخوانی #موریل_اسپارک #صندلی_راننده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صادق زمانی

خالخالی خالی


«اتفاقاً  من اصرار دارم بگویم که همه پادشاهان اصولاً و ذاتاً  معمولی‌اند ولی برخورد غیر معمولی مردم با آن‌ها سبب می‌شود که به تدریج احساس غیر معمولی بودن بکنند و بلاهای معمول را سر مردم بیاورند.»

دموکراسی یا دموقراضه

سیدمهدی شجاعی

انتشارات نیستان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صادق زمانی

تجربه ای دست نیافتنی

در دنیای ما عشق تقریباً تجربه‌ای دست نیافتنی است. همه چیز علیه عشق است: اخلاقیات، طبقات، قوانین، نژادها و حتا خود عشاق. زن برای مرد همیشه آن «دیگری» بوده است، ضد و مکمل او. اگر جزئی از وجود ما در عطش وصل اوست، جزء دیگر _ که به همان اندازه آمر است _ او را دفع می‌کند.

دیالکتیک تنهایی - اوکتاویو پاز

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

تنهایی

تنهایی عمیق ترین واقعیت در وضع بشری است.

دیالکتیک تنهایی - اوکتاویو پاز

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

در لحظه بزی

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

چون آب به جویبار و چون باد به دشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت

رباعیات - خیام

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

خرده کلام

از دید یه کارمند قطار، خداحافظی کردنای هر روزه‌ی مسافرا دَمِ قطار یه حالت کاملاً کلیشه‌ای داره. از دید یه پرستار، مرگ چهره‌ی دیگه‌ای داره تا از دید یه عزادار.

هر کاری رو که آدم مرتب و به‌صورت حرفه‌ای انجام می‌ده، اونو فسیل می‌کنه. شاید بهتر باشه آدم پیشامدای زندگی خودشو هم از دید یه کارمند ایستگاه قطار ببینه.

کورت توخولسکی

کورت توخولسکی – بعضی‌ها هیچ‌وقت نمی‌فهمن – ترجمه محمدحسین عضدانلو

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

رعایت فاصله

اگر بی‌شرمی و حماقت اکثر انسانها را در نظر بگیریم، به این نتیجه می‌رسیم که کسی‌که دارای هرگونه برتری است، باید تفاوت خود و دیگران را مدنظر داشته باشد تا دیگران آن را به کلی فراموش نکنند؛ زیرا اگر چنین کسی از روی پاکی و خوش‌قلبی، امتیازات خود را نادیده بگیرد و با آنان طوری بیامیزد که گویی در ردیف آنهاست، باور می‌کنند و با او مانند هم سنخ خویش رفتار می‌کنند. 
این نکته را به‌ویژه به کسانی توصیه می‌کنم که دارای بالاترین مزیّت: یعنی مزیّت واقعی هستند که عبارت است از خصوصیات برتر شخصیتی. زیرا این‌گونه مزیّت، مانند مدال افتخار و عنوان نیست که مردم آن را دائم ببینند یا درباره‌اش بشنوند و فراموش نکنند:
وگرنه مکرّر خواهید دید که سفیه به عاقل آموزش می‌دهد.

[#آرتور_شوپنهاور‬ - در باب حکمت زندگی؛ صفحه 82]

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صادق زمانی

ظرافت جوجه‌تیغی

موریل باربری

ظرافت جوجه‌تیغی

ظرافت یک جوجه‌تیغی

موریل باربری در 28 می 1969 در کازابلانکا، پایتخت مراکش، متولد شد و هم‌اکنون به عنوان یک نویسنده‌ی فرانسوی و استاد فلسفه شناخته می‌شود. او در سال 1993 پس از سه سال تحصیل آکادمیک در رشته‌ی فلسفه فارغ‌التحصیل شد و سپس به تدریس فلسفه مشغول شد.

رمان «ظرافت جوجه‌تیغی» او در سال 2007 جایزه اتحادیه‌ی ناشران فرانسه را به خود اختصاص داد و به مدت سی هفته‌ی پیاپی پرفروش‌ترین کتاب فرانسه بود و بیش از پنجاه بار تجدید چاپ شد. ظرافت جوجه‌تیغی را دو راوی دارد؛ اولی پیرزنی پنجاه‌وچهار ساله، باهوش، اهل ادبیات و هنر و البته زشت و ریزه‌میزه و خپله به‌نام رُنه که از بیست‌و‌هفت سال پیش سرایدار ساختمان مجلل شماره‌ی هفت در یکی از محله‌ها‌ی بالای شهر پاریس، در خیابان گرونل است. او دلش نمی‌خواهد اهالی ساختمان به هوش و علاقه‌مندی‌هایش پی ببرند به همین دلیل یک زندگی مخفی و پنهانی دارد تا دیگران او را به شکل یک سرایدار پیر و ابله و بدعُنُق ببینند و باور کنند؛ به همین دلیل خود را با مدلی که همگان برای یک سرایدار زن چاق متصور هستند منطبق کرده است. اما گاهی فراموش می‌کند و سرنخی از زندگی واقعی‌اش به دیگران می‌دهد ولی ناتوانی آدم‌ها از قبول آنچه موجب می‌شود چارچوب عادت‌های ذهنی‌شان در هم شکسته شود، رُنه را از مخمصه می‌رهاند و راز او همچنان سربه‌مُهر می‌ماند. او در مواقع نگرانی به قلمرو ادبیات پناه می‌برد و معتقد است: «چه وسیله‌ی تفریحی شریف‌تر و چه هم‌صحبتی سرگرم‌کننده‌تر از ادبیات وجود دارد و چه هیجانی لذت‌بخش‌تر از هیجانی است که خواندن کتاب نصیب انسان می‌کند. (برگه‌ی 134)» رُنه میشل در جای‌جای داستان به شاهکار‌های ادبی و هنری در زمینه کتاب، فیلم و موسیقی اشاره می‌کند. او از زمانی‌که رخدادی شیرین در اولین روز مدرسه برای‌ش اتفاق افتاد به خواندن کتاب گرایش پیدا کرد و دیوانه‌وار به این کار پرداخت.

راوی دوم

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
صادق زمانی

معرفی کتاب: قلب سگی اثر میخاییل بولگاکف

قلب سگی میخاییل بولگاکوف

اگر من به جای جراحی شروع کنم به این‌که هر شب در خانه‌ام در گروه کُر آواز بخوانم، آن وقت ویرانی‌ام از راه می‌رسد! اگر من بروم دستشویی و – معذرت می‌خواهم- آن طرف کاسه‌ی توالت کارم را بکنم و زینا و داریا پتروونا هم همین‌کار را بکنند، آن‌وقت دستشویی ویران می‌شود. نتیجه می‌گیریم که ویرانی در مستراح نیست، بلکه در کلّه‌هاست. [...] نمی‌شود هم‌زمان به دو خدا خدمت کرد. نمی‌شود هم‌زمان هم مسیر حرکت تراموا را جارو زد و هم برای فلان آواره‌های اسپانیایی تعیین تکلیف کرد. این‌کار از عهده‌ی هیچ‌کس برنمی‌آید دکتر، به‌خصوص از عهده‌ی آدم‌هایی که دویست سالی از اروپایی‌ها عقب مانده‌اند و تا امروز حتا نمی‌توانند درست و حسابی دگمه‌ تُنبانِشان را ببندند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی