از کوچه بامداد

آنچه محظوظ کند جان را

۲۱ مطلب با موضوع «فارسی شکر است :: کتابخوانی» ثبت شده است

غلط ننویسیم - آنچه/آنچه که

پس از آنچه نیازی به استعمال «که» نیست و در متون معتبر فارسی نیز «که» همراه آنچه به کار نرفته است. گاهی پس از آنچه، به حکم معنای عبارت و منطق کلام، نیاز به استعمال «را» هست، اما به هر حال از استعمال «که» پس از آنچه، خواه به صورت آنچه که و خواه به صورت آنچه را که باید پرهیز کرد.

غلط ننویسیم - ابوالحسن نجفی

(با اندکی تغییر)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صادق زمانی

دعوا نکنید

پادشاه در آخرین روزهای حیاتش، احکامی وضع کرد یا قوانینی گذاشت که مثل بقیه کارهایش، مخلوطی از خوب و بد بود. قوانینی که پس از مرگش می توانست  دعا و نفرین مردم را همزمان نثار روحش کند.
یکی از آن احکام، تقسیم مملکت ِ وسیع و یکپارچه غربستان به قسمتهای مختلف و گذاشتن نام ایالت بر هر کدام از آن ها بود.
...
تنها نقطه ضعفی که ممکن بود این طرح پادشاه یعنی تقسیم‌بندی کشور داشته باشد، بروز اختلف و منازعه میان ایالتهای مختلف بود که پادشاه پیشاپیش فکر این مشکل را هم کرده بود و راه حل آن را هم ارائه داده بود.
...
پادشاه در وصیت‌نامه خود با صراحت  هرچه تمام تر به مردم ایالت مختلف توصیه کرده بود که:
حتی‌الامکان با هم دعوا نکنید.

دموکراسی یا دموقراضه

سیدمهدی شجاعی

انتشارات نیستان

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

آتش گشودن

این ترکیب جعلی که ترجمه لفظ به لفظ ouvrir le feu فرانسوی و to open fire انگلیسی است از ساخته‌های دستگاه لغت‌سازی ارتش است و خبرگزاریها مدام آن را به کار می‌برند. اما هیچ نیازی به ساختن چنین ترکیبی نبوده است، زیرا برای بیان این معنی در فارسی اصطلاحات فراوانی هست که هم در نوشتار و هم در گفتار به کار می‌رود. مانند آتش کردن، به آتش بستن، تیراندازی کردن، شلیک کردن.

فارسی بنویسیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صادق زمانی

موجودی که هرگز خودش نیست

زن شیء است،

گاه گرانبها،

گاه زیانبار،

اما همیشه متفات.

مرد با تبدیل کردن زن به شیء و با دگرگون کردن او به نحوی که منافع، خودخواهی، عذاب و حتا عشقش انشا می‌کند، زن را به یک آلت، وسیله‌ای برای کسب تفاهم و لذت، راهی برای رسیدن به بقا، دگر گون می‌کند.

چنان‌که سیمون دوبوار گفته است: «زن بت است، الهه است، مادر است، جادوگر است، پری است، اما هرگز خودش نیست.»

بنابراین روابط عشقی ما از همان آغاز تباه شده است، از ریشه مسموم است. شبحی بین ما حایل می‌شود و این شبه تصویر اوست؛ تصویری که ما از او پرداخته‌ایم و او خود را بدان آراسته است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

تنهایی

تنهایی عمیق ترین واقعیت در وضع بشری است.

دیالکتیک تنهایی - اوکتاویو پاز

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

حرف حق

به ماه مصر ز یک پیرهن مضایقه کرد

چه چشمداشت دگر از وطن بُوَد ما را؟

صائب تبریزی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

در لحظه بزی

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

چون آب به جویبار و چون باد به دشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت

رباعیات - خیام

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

به خودت نناز

آن قصر که جمشید در او جام گرفت

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

رباعیات - خیام

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

بیچاره عقل!

زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد

از صورت بی طاقتیم پرده برافتاد

گفتیم که عقل از همه کاری به درآید

بیچاره فروماند چو عشقش به سر افتاد

شمشیر کشیدست نظر بر سر مردم

چون پای بدارم که ز دستم سپر افتاد

در سوخته پنهان نتوان داشتن آتش

ما هیچ نگفتیم و حکایت به درافتاد

با هر که خبر گفتم از اوصاف جمیلش

مشتاق چنان شد که چو من بی‌خبر افتاد

هان تا لب شیرین نستاند دلت از دست

کان کز غم او کوه گرفت از کمر افتاد

صاحب نظران این نفس گرم چو آتش

دانند که در خرمن من بیشتر افتاد

نیکم نظر افتاد بر آن منظر مطبوع

کاول نظرم هر چه وجود از نظر افتاد

سعدی نه حریف غم او بود ولیکن

با رستم دستان بزند هر که درافتاد

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صادق زمانی

اگر ما برویم پشکل‌چینی، خره به آب پشکل می‌اندازد!

کتاب کوچه (15) 111: اگر ما برویم پشکل‌چینی، خَره به آب پشکل می‌اندازد!

(با امکان صرف افعال) || در غایت بی‌اقبالی خود یا دیگری مَثل آرند.

مترادف: قدم نامبارک محمود/چون به دریا رسد برآرد دود!

           بی‌طالع اگر مسجد آدینه بسازد/یا طاق فروریزد و یا قبله کج آید!

           آدمی را که بخت برگردد/شب اول عروس نر گردد/اسبش اندر طویله خر گردد!

کتاب کوچه - احمد شاملو و آیدا سرکیسیان

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی