از کوچه بامداد

آنچه محظوظ کند جان را

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتابخوانی» ثبت شده است

کافر همه را به کیش خود پندارد!

هیچکدام از کسانی که به دموی آخر رأی داده بودند، تصور هم نمی‌توانستند بکنند که دموقراضه ممکن است فقط افراد مشابه خود را به رسمیت بشناسد و سرنوشت مملکت را به دست آنان بسپارد. [...]

به عنوان مثال، مقام دیوانی و مسئولیت مکاتبات پادشاه با پادشاهان ممالک دیگر به کسی سپرده شد که از سوادی در حد خواندن و نوشتن ابتدایی هم بی بهره بود.
یا فرماندهی کمانداران و تیر اندازان که برای دفاع از مرزها تربیت شده بودند، به عهده کسی قرار گرفت که یک چشمش به کلی فاقد بینایی و چشم دیگرش چپ بود. و به دلیل سقوط از ارتفاع، دو پا و یک دستش هم کاملاً از کار افتاده بود.
از آن پس در تمرین‌های رزمی و آزمون‌های تیراندازی کسانی مورد تشویق قرار می‌گرفتند که دقیقاً به هدف نمی‌زدند.

دموکراسی یا دموقراضه - سید مهدی شجاعی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صادق زمانی

صندلی راننده

کاری نو از گروه ترجمه "قلم زرین"

صندلی راننده

نوشته: موریل اسپارک

ترجمه: صادق زمانی

از امروز در نمایشگاه کتاب تهران

راهروی 23 - غرفه 19 - انتشارات ماهابه و هنر پارینه

#مترجم #نویسنده #جنایی #مرموز #نمایشگاه_کتاب_تهران #نمایشگاه_کتاب #مطالعه #کتابخوانی #موریل_اسپارک #صندلی_راننده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صادق زمانی

روز جهانی کتاب و حق مولف

📚23 آوریل روز جهانی #کتاب و حق پدیدآورنده
روز سوم اردیبهشت برابر با بیست‌وسوم آوریلِ هر سال به عنوان روز جهانی کتاب و حق مؤلف از سوی اتحادیه بین‌المللی ناشران، دولت اسپانیا و فدراسیون روسیه به بیست‌وهشتمین اجلاس کنفرانس عمومی یونسکو در سال 1995 ( 1374) پیشنهاد گردید و در این کنفرانس به تصویب رسید.



از جمله دلایل انتخاب این روز یکی سنت مردم کاتالونیا در اسپانیا است که هر سال در این روز با فروش هر کتاب یک گل رُز به خریدار داده می‌شود و از سوی دیگر همزمانی آن با تولد یا مرگ تعدادی از نویسندگان و ادیبان مشهور جهان نظیر : میگل سروانتس، ویلیام شکسپیر، اینکا گارسیلاسو دلاوگا، مانوئل وایه خو و ولادیمیر نابوکُف و تنی چند از شخصیتهای فرهنگی جهان است.

 

هدف از اختصاص روزی برای بزرگداشت کتاب و حق مؤلف، تجلیل جهانی از کتاب و مؤلفین، تشویق همگان و به‌خصوص جوانان برای کشف لذت خواندن، تقدیر و حمایت از کسانی که در رشد و اعتلای فرهنگی و اجتماعی جامعه بشری نقش و سهم بسزایی داشته‌اند، توسعه صنعت نشر، ترویج جریان آزاد کتاب و تضمین دسترسی عموم به آن و بالاخره جلب توجه سازمانها، انجمن‌ها، نهادهای دولتی و خصوصی به این آسانترین و ارزنده‌ترین روش کسب دانش، بیان احساس و اندیشه و قدیمی‌ترین وسیله ارتباط معنوی و کلید توسعه آموزش پایه، مبارزه با فقر و توسعه فراگیر است.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

خالخالی خالی


«اتفاقاً  من اصرار دارم بگویم که همه پادشاهان اصولاً و ذاتاً  معمولی‌اند ولی برخورد غیر معمولی مردم با آن‌ها سبب می‌شود که به تدریج احساس غیر معمولی بودن بکنند و بلاهای معمول را سر مردم بیاورند.»

دموکراسی یا دموقراضه

سیدمهدی شجاعی

انتشارات نیستان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صادق زمانی

کتاب‌چین

باوقار. یه کلمه‌اس که واقعاً ازش متنفرم. و اون کلمه‌ی «متظاهره». هربار که می‌شنومش می‌خوام بالا بیارم. (بخش دوم، برگه 22، پاراگراف چهارم)

...

یکی از مهمترین دلایلی که الکتون‌هیلز را ترک کردم این بود که اونجا آدمهای متظاهر منو محاصره کرده بودن. والسلام.(بخش دوم، برگه 27، پارگراف پایانی).

ناطور دشت - نوشته: جی. دی. سلینجر

برگردان: سالومه خدابخشی

کاری از گروه مترجمین قلم زرین

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
صادق زمانی

کتاب تازه

گروه ترجمه قلم زرین تقدیم می‌کند:

1. زندگی بی دغدغه‌ی آمریکایی - نوشته: فیلیپ راث - برگردان: سالومه خدابخشی

2. ناطور دشت - نوشته: جی. دی. سلینجر - برگردان: سالومه خدابخشی

3. یک جفت چشم آبی - نوشته: توماس هاردی - برگردان: صادق زمانی

کتاب

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
صادق زمانی

سخن روز

اتاق بدون کتاب به جسم بی جان شباهت دارد.

مارکوس تولیوس سیسرو

گروه ترجمه قلم زرین

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صادق زمانی

مثل‌های آب‌دار

 ناله‌ی آب از ناهمواری زمین است!

هیچ چیز بی‌ انگیزه و علت نیست. مترادف: هیچ دودی بی آتش نیست.

 

 نه آب بیار، نه کوزه بشکن!

نه اظهار محبت و مهربانی کن، نه اسباب زحمت و زیان و ضرر شو! مترادف: آب اگر نمی‌آورد، کوزه هم نمی‌شکند!

 

 هر کسی آب دل خودش را می‌خورد!

سود حسن‌نیت و زیان سوءنیت هر کسی متوجه خود او می‌شود. مقایسه شود با: ثواب، راه به خانه‌ی صاحبش می‌برد. مترادف: هر کسی کار خودش، بار خودش، آبش به انبار خودش!

 

 هر کسی کار خودش، بار خودش، آبش به انبار خودش!

هر کسی مسئول کار و زندگی خویش است، هم‌چنان که سود و زیان کار هر کس متوجه خود او می‌شود. کودکان، در جزء آخر، به جای «آبش» می‌گویند «آتیش»، که لحنی از «آتش» است. مترادف: هر کسی آب دل خودش را می‌خورد.

کتاب کوچه

احمد شاملو - آیدا سرکیسیان

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صادق زمانی

معرفی کتاب - زندگی بی‌دغدغده آمریکایی

زندگی بی‌دغدغه آمریکایی – فیلیپ راث – سالومه خدابخشی

زندگی بی دغدغه

بیایید دوباره گل و شیرینی بخریم و به دیدارش رویم ... بیایید این بار آغوش بازش را بی‌پاسخ نگذاریم و با او آشتی کنیم ... او همان یار مهربانی است که در کتاب سال‌های مدرسه ترانه‌اش را زمزمه می‌کردیم ... بیایید با کتاب آشتی کنیم ... او یار مهربان است!

این روزها که همه ما دغدغه‌های فراوانی داریم، می‌توان با کتاب، زندگی بی‌دغدغه‌تری داشت، به‌ویژه هنگامیکه داستان آنهایی را بخوانیم که چنین بودند یا اقلاً در پی زندگی بی دغدغه‌تری پای فرسودند حالا چه از نوع این ورِ آبی و چه از نوع آن ورِ آبی‌آش!

تابستان امسال چاپخانه‌ها فعال‌تر از همیشه هستند و جنب و جوش قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها برای جا دادن نیروهای تازه نفس از همیشه بیشتر و مثال زدنی‌است. یکی از این نیروهای تازه‌نفس که برای اولین‌بار در این سرزمین منتظر می‌شود کتاب «زندگی بی‌دغدغه» است که «فیلیپ راث» آن را به زبان مادری‌اش، انگلیسی، نگاشته و بانوی مهربان و پر شور ما «سالومه خدابخشی» آن را به زبان مادری‌مان برگردانده تا بخوانیم و بدانیم که زندگی بی‌دغدغه آن هم از نوع آن ور آبی و آمریکایی به چه معناست.

زندگی بی دغدغه

خبرگزاری مهر درباره این یار مهربان گفته: «مان مذکور، درباره یک ورزشکار آمریکایی است که به عنوان یک ستاره ورزشی، در چند رشته از جمله بیس‌بال و فوتبال مهارت دارد و بین نوجوانان محله ویکوآییک شهرت زیادی دارد. این شخصیت که سوئید نام دارد، نه تنها به ورزش، بلکه به ارتش نیز علاقه‌مند است.

در ادامه داستان، نامزدی سوئید با دختری از اهالی کارولینای جنوبی به هم می‌خورد. اما او پس از چند سال با ملکه سابق زیبایی نیوجرسی آشنا شده و با او ازدواج می‌کند. سوئید بعد از کسب تحصیلات، کارخانه دستکش‌سازی پدرش را مدیریت کرده و موفقیت‌های زیادی در این زمینه کسب می‌کند. اما در میانه‌های رمان است که راوی داستان، اتفاقات هولناکی را که برای سوئید رخ داده، تعریف می‌کند.

سوئید در تلاش است تا از دستاوردهایش، زندگی‌اش و همچنین خانواده خود با چنگ و دندان محافظت کند ...»

خب اینطور که به‌نظر می‌رسد این زندگی چندان هم بی‌دغدغه نیست. اما راستش را بخواهید من ازلابلای صفحات کتاب چند جمله برای شما بیرون کشیده‌ام که از این قرار است:

«این بخشش و کرامت نه تنها مرا سراسر پوشانده و به مشام من رسیده بود، بلکه به‌عنوان مظهر یک چیز برجسته، حتی برجسته‌تر از استعداد او در ورزش در ذهن من حک شده بود.»

فعلاً همین یکی را داشته باشید تا بعد.

اما باید بدانید که اغلب نوشته‌های فیلیپ راث در هالیوود به فیلم تبدیل شده‌اند. آخرین کتاب این نویسنده که به فیلم تبدیل شد «امریکن پاستورال» یا همان «زندگی بی‌دغدغه آمریکایی» است که جوایز متعددی از جمله جایزه معتبر پولیتزر را از آن خود کرده است. فیلمی ذکر آن رفت، در اکتبر سال 2016 (یعنی همین پاییز امسال) به کارگردانی «ایوان مک‌گرگور» روی پرده نقره‌ای خواهد رفت. لازم به ذکر است که در این فیلم مک‌گرگور نقش اول مرد را بازی می‌کند و نقش اول زن هم بر عهده «جنیفر کانلی» گذاشته شده است. خب باید جنبید و کتاب را پیش از فیلم خواند که عاقلان و کتاب‌خوانان کهنه‌کار گفته‌اند «هیچی فیلمی گویای کتابی که فیلم از روی آن ساخته شده نیست».

رمان مزبور برای اولین‌بار در ایران توسط نشر ماهابه و با برگردان ارزشمند بانو «سالومه خدابخشی» در میان قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها جای خود را باز کرده است و روی پیشخوان آنها خودنمایی می‌کند. رمانی با 624 صفحه، که نشان می‌دهد زندگی بی‌دغدغه آنچنان هم ساده نیست.

حرف آخر، برای تهیه تلفنی کتاب در تهران (و شاید شهرستان‌ها) با این شماره تماس حاصل نمایید:

021-66411056

این هم لینک خرید اینترنتی: کلیک نمایید

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
صادق زمانی

ظرافت جوجه‌تیغی

موریل باربری

ظرافت جوجه‌تیغی

ظرافت یک جوجه‌تیغی

موریل باربری در 28 می 1969 در کازابلانکا، پایتخت مراکش، متولد شد و هم‌اکنون به عنوان یک نویسنده‌ی فرانسوی و استاد فلسفه شناخته می‌شود. او در سال 1993 پس از سه سال تحصیل آکادمیک در رشته‌ی فلسفه فارغ‌التحصیل شد و سپس به تدریس فلسفه مشغول شد.

رمان «ظرافت جوجه‌تیغی» او در سال 2007 جایزه اتحادیه‌ی ناشران فرانسه را به خود اختصاص داد و به مدت سی هفته‌ی پیاپی پرفروش‌ترین کتاب فرانسه بود و بیش از پنجاه بار تجدید چاپ شد. ظرافت جوجه‌تیغی را دو راوی دارد؛ اولی پیرزنی پنجاه‌وچهار ساله، باهوش، اهل ادبیات و هنر و البته زشت و ریزه‌میزه و خپله به‌نام رُنه که از بیست‌و‌هفت سال پیش سرایدار ساختمان مجلل شماره‌ی هفت در یکی از محله‌ها‌ی بالای شهر پاریس، در خیابان گرونل است. او دلش نمی‌خواهد اهالی ساختمان به هوش و علاقه‌مندی‌هایش پی ببرند به همین دلیل یک زندگی مخفی و پنهانی دارد تا دیگران او را به شکل یک سرایدار پیر و ابله و بدعُنُق ببینند و باور کنند؛ به همین دلیل خود را با مدلی که همگان برای یک سرایدار زن چاق متصور هستند منطبق کرده است. اما گاهی فراموش می‌کند و سرنخی از زندگی واقعی‌اش به دیگران می‌دهد ولی ناتوانی آدم‌ها از قبول آنچه موجب می‌شود چارچوب عادت‌های ذهنی‌شان در هم شکسته شود، رُنه را از مخمصه می‌رهاند و راز او همچنان سربه‌مُهر می‌ماند. او در مواقع نگرانی به قلمرو ادبیات پناه می‌برد و معتقد است: «چه وسیله‌ی تفریحی شریف‌تر و چه هم‌صحبتی سرگرم‌کننده‌تر از ادبیات وجود دارد و چه هیجانی لذت‌بخش‌تر از هیجانی است که خواندن کتاب نصیب انسان می‌کند. (برگه‌ی 134)» رُنه میشل در جای‌جای داستان به شاهکار‌های ادبی و هنری در زمینه کتاب، فیلم و موسیقی اشاره می‌کند. او از زمانی‌که رخدادی شیرین در اولین روز مدرسه برای‌ش اتفاق افتاد به خواندن کتاب گرایش پیدا کرد و دیوانه‌وار به این کار پرداخت.

راوی دوم

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
صادق زمانی